زهی ز عارض گلرنگ، خونیِ می ناب - ادبستان شعر پارسی % %

زهی ز عارض گلرنگ، خونیِ می ناب

صائب تبریزی- غزل شماره 901

زهی ز عارض گلرنگ، خونیِ می ناب

عرق به روی تو جام شراب در مهتاب

به پای آبله ریز آنقدر ترا جُستم

که غوطه زد به گهر رشته های موج سراب

خرد به زور می ناب برنمی آید

مرو به کشتی کاغذ دلیر بر سر آب

هوای خانه به ویرانیش کمر بندد

کسی که خانه ز دریا جدا کند چو حباب

چه کم ز ریزش خوناب دل شود تب عشق؟

چه آب بر دل آتش زند سرشک کباب؟

کتاب جوهر شمشیر عشق را صائب

ز خون خضر و مسیحاست سرخی سرِ باب

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤