هوا ابرست، پر کن از شراب ناب کشتی را - ادبستان شعر پارسی % %

هوا ابرست، پر کن از شراب ناب کشتی را

صائب تبریزی- غزل شماره 435

هوا ابرست، پر کن از شراب ناب کشتی را

که از باد موافق بهترست این آب کشتی را

چو دل شد آب، پشت خود به دیوار فراغت ده

که این دریا کند یک لقمه با اسباب کشتی را

خط جام از غم عالم مرا دارالامانی شد

کمند وحدتی گردید این گرداب کشتی را

غرور دل یکی صد گشت از سجّادۀ تقوی

ز غفلت بادبان شد پرده های خواب کشتی را

ز دست ناخدای عقل، کاری برنمی آید

سبک سازد نهنگ عشق از اسباب کشتی را

رهایی می دهد درد طلب دل را ازین عالم

به ساحل می برد این موجۀ بیتاب کشتی را

دل آسوده نبود بیقراران محبّت را

چه آسایش بود در قلزم سیماب کشتی را؟

ز نعل واژگون آسمان امّید آن دارم

که از سرگشتگی آرد برون گرداب کشتی را

به ساحل می تواند برد رخت از فیض یکرنگی

چو موج آن کس که سامان می دهد از آب کشتی را

نظر گفتم دهم آب از عقیق او، ندانستم

که دریایی کند آن گوهر سیراب کشتی را

ز تدبیر معلّم دل کجا ساکن شود صائب؟

در آن دریا که لنگر می کند بیتاب کشتی را

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤