سمندر کرد اشک گرم من مرغان آبی را - ادبستان شعر پارسی % %

سمندر کرد اشک گرم من مرغان آبی را

صائب تبریزی- غزل شماره 434

سمندر کرد اشک گرم من مرغان آبی را

ز گوهر چون صدف پر ساخت گردون حبابی را

بهاران را به غفلت مگذران چون لاله از مستی

غنیمت دان چو نرگس دولت بیدار خوابی را

شقایق حقّۀ تریاک تا گردید، دانستم

که افیونی کند آخر خمار می شرابی را

غنیمت دان در اینجا این دو نعمت را، که در جنّت

نخواهی یافت خطّ سبز و رنگ آفتابی را

بخیل آسوده است از فکر تعمیر دل سایل

که چشم جغد داند توتیا گرد خرابی را

نگردد جمع با طول امل جمعیّت خاطر

خلاصی از کشاکش نیست این موج سرابی را

مقام گوهر شهوار در گنجینه می باید

بیاض از سینه باید ساخت شعر انتخابی را

زبان در مجلس روشندلان خاموش می باید

که نوری نیست در سیما چراغ ماهتابی را

غزل گویی به صائب ختم شد از نکته پردازان

رباعی گر مسلّم شد ز موزونان سحابی را

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤