غمی هر دم به دل از سینۀ صد چاک می ریزد - ادبستان شعر پارسی % %

غمی هر دم به دل از سینۀ صد چاک می ریزد

صائب تبریزی- غزل شماره 3058

غمی هر دم به دل از سینۀ صد چاک می ریزد

ز سقف خانۀ درویش دایم خاک می ریزد

سر گوهر به دامان صدف دیدم یقینم شد

که تخم پاک، دهقان در زمین پاک می ریزد

زمین یک قطعۀ لعل است از خون شهیدانش

هنوزش رغبت خون از خم فتراک می ریزد

عرق افشاندی از رخ، آب شد دلهای مشتاقان

قیامت می شود چون انجم از افلاک می ریزد

نشاط بادۀ گلرنگ را گر خضر دریابد

زلال زندگی را زیر پای تاک می ریزد

سر مینا از ان سبزست در میخانۀ همت

که سر جوش عطای خویش را بر خاک می ریزد

ز حرف سرد بر دل می خوری هر دم، نمی دانی

که از لرزیدن دل انجم از افلاک می ریزد

ز ساغر منع صائب می کند زاهد، نمی داند

که می در سینه رنگ شعلۀ ادراک می ریزد

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤