تمنای فروغ آن ماه سیما برنمی دارد - ادبستان شعر پارسی % %

تمنای فروغ آن ماه سیما برنمی دارد

صائب تبریزی- غزل شماره 2954

تمنای فروغ آن ماه سیما برنمی دارد

کرم بی خواست چون افتد تقاضا بر نمی دارد

چو کار افتاد شیرین بی سخن انجام می یابد

که فرهاد اهتمام کارفرما برنمی دارد

درین وادی مرا بر رهنوردی رشک می آید

که تا خاری نیارد در نظر پا بر نمی دارد

کسی کان قامت بی سایه را دیده است در جولان

ز سرو بوستان ناز دو بالا بر نمی دارد

به دشمن هر که یکرنگ است دل را تیره می سازد

مثال طوطیان آیینۀ ما برنمی دارد

مگر در پردۀ دل با خیال او نظر بازم

وگرنه آن رخ نازک تماشا برنمی دارد

گوارا می شود از جبهۀ واکرده سختیها

که بار کوه جز دامانِ صحرا برنمی دارد

ز سنگ کودکان شد مومیایی استخوان ما

همان صائب جنون دست از سر ما برنمی دارد

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤