لب بستۀ ما بیخبر از راز جهان نیست - ادبستان شعر پارسی % %

لب بستۀ ما بیخبر از راز جهان نیست

صائب تبریزی- غزل شماره 2187

 

لب بستۀ ما بیخبر از راز جهان نیست

بسیار بود حرف کسی را که زبان نیست

از شرم درِ بستۀ روزی نگشاید

روزی ز دل خود بود آن را که دهان نیست

جانها همه از شوق عدم جامه درانند

آرام درین قافلۀ ریگ روان نیست

عاشق خبر از کعبه و بتخانه ندارد

این تیر سبکسیر مقیّد به نشان نیست

از بستر نرم است گرانخوابی مخمل

بالین اگر از سنگ بود خواب گران نیست

از سنگ سبکبار شود نخل برومند

بر خاک نشینان سخنِ سخت گران نیست

با اینهمه نعمت که بر این سفره مهیّاست

صائب لب بی شکوه بغیر از لب نان نیست

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤