هر طرف می نگری آینه سیمای خوشی است - ادبستان شعر پارسی % %

هر طرف می نگری آینه سیمای خوشی است

صائب تبریزی- غزل شماره 1561

هر طرف می نگری آینه سیمای خوشی است

سربرآور ز گریبان که تماشای خوشی است

در گرفته است زمین از نفس گرم بهار

بر جنون زن که عجب دامن صحرای خوشی است

اگر از باده کشانی مرو از باغ برون

که گل و سرو عجب ساغر و مینای خوشی است

دست در دامن شب زن اگرت دردی هست

که نسیم سحری طرفه مسیحای خوشی است

تو ز کوته نظریها شده ای محو چمن

زیر این زنگ، نهان آینه سیمای خوشی است

تو بدآموز به هنگامۀ ظاهر شده ای

ورنه در خلوت دل انجمن آرای خوشی است

اگر امنیّت خاطر ز جهان می جویی

طالب گوشۀ دل باش که مأوای خوشی است

بیکسیهاست اگر هست کسی در عالم

هست بیجایی اگر زیر فلک جای خوشی است

خط مشکین تو سرمشق جنون عجبی است

طاق ابروی تو محراب تماشای خوشی است

دانۀ خال تو نظّاره فریب عجبی است

رشتۀ زلف تو شیرازۀ سودای خوشی است

می کند گوش گران هرزه درایان را لال

چشم بستن ز جهان، دیدۀ بینای خوشی است

حرص زر، چشم فروشندۀ یوسف بسته است

ز آستین دست برون آر که سودای خوشی است

ای که در راه جنون همسفری می خواهی

مگذر از سلسلۀ زلف که همپای خوشی است

گرچه صائب به تمنّا نتوان یافت وصال

می کنم خوش دل خود را که تمنّای خوشی است

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤