
زندگی دركوچه ی ماست
مرگ نيز در چند كوچه آن سوتر .
اي ماه !
من پسر تو هستم !
من پسر تنها ماندهی تو بر روی زمینم
به یادت که میافتم
کفش دوزکها از روی زخمهایم پرواز می کنند
و پرستوهای زیر سینه ام نیز
با گشودن بالهایم
باد نيز با خود می برد
پالتوی سیاه و شال گردن قرمزم را .
عريان می شوم
چون سر و روی پنجره ای
مه از جسدم برمی خيزد و می گویم:
” ای ماه
من پسر تو هستم
من پسر تنها مانده ی تو برروی زمینم ”
نفسم را با کاسه آب پر می کنم
و سينه ام پر می شوداز آبی آسمان
آویزان روی سر خیسی می افتم
همچون آینه ای
که از دست دختر عاشقی افتاده باشد
در آن هنگام که او را خیال بوسه ای
با خود به دوردورها می برد و دیگر بر نمی گرداند
در سینه ام جاری می شود
پرپرزدن دل دسته ای گنجشک
و دهانم پر از جیک جیک می شود
آن وقت است که می فهمم
خانه، کلمه ای بیش نیست
و خانه ی تنهایی من روی زمین است
تو را در قلبم می گذارم تا با هم قدم بزنیم
صدا می کنی مرا
مبادا که تنهایی
سرنوشت بچه گربه ای را برایم رقم زند
كه تا ابد میومیو کند
اما کسی به او گوش نسپارد.
تو را در درونم می گذارم
تا میان تاریكی در گردابی نیفتمکه مرگ در آن خفته است
تو را در درونم می گذارم
تا در غروبهای دریابه تنهایی شنا نکنم
در آن هنگام که ماه درآسمان
به تماشای تنهایی ام نشسته است
و هرچه صدایش می زنم گوش به صدایم نمی سپارد
اي ماه !
تبعید
با پای خود بر صلیب رفتن است
تا روی هیچ زمینی نمیری
چرا که ديگر زمین جای تو نیست
و من برای مردن،
از میان وطن و تبعيد
خانه ی کلمه را انتخاب می كنم
اینگونه است که هميشه
گوری در کتابی می خواهم که در آن نوشته باشند:
ای ماه !
من پسر تو هستم
من پسر تنها مانده ی تو بر روی زمينم.
“برگردان:مختار شکری پور”
واژگان کلیدی: اشعار هیوا قادر،نمونه شعر هیوا قادر،شاعر هیوا قادر،شعرهای هیوا قادر،شعری از هیوا قادر،یک شعر از هیوا قادر،اشعار برگردان به پارسی هیوا قادر،شعرهای ترجمه شده به فارسی هیوا قادر،شاعر کرد عراق،شاعر کورد عراق،شاعر اقلیم کردستان عراق،شيعرى هيوا قادر.





