رباعی های عباس آزادمنش

رباعی های عباس آزادمنش

رباعی های عباس آزادمنش


 

تا دلبر نازنین ماهی دارم

بالای سرم چه سرپناهی دارم

از اینکه همیشه با منی ممنونم

دنیای قشنگ رو به راهی دارم

*****

اگر که سالها بی تاب باشی

و در قعر زمين چون آب باشی

نبينی سرزمينت را به اين روز

همان بهتر که “کورش” خواب باشی

*****

در کنج دلت برای ما جا داری

در سینه دلی به قدر دریا داری

دلواپسی من چقدر بیهوده‌ست

وقتی که خودت هوای ما را داری‌!

*****

درون سينه ات رازی نهان است

که پنهان از تمام مردمان است

تو با من بد شدی حرفی ندارم

دل من با تو امّا مهربان است

*****

بی‌ منطقی از فکر و دلیل افتادی

از خوبی و عقل و این قبیل افتادی

آن قدر به خود تو غرّه‌ ای تا گویند‌:

انگار که از دماغ فیل افتادی‌ !

*****

تنم را با چه می بايد بپوشم ؟

که از سرما و گرما در خروشم

بمير ای هموطن از درد ، وقتی

برای لقمه ای نان،تن فروشم

 *****

تا در دل خود فروغ ایمان دارم

غم نیست اگر غم فراوان دارم

من دغدغه‌ی خودم ندارم‌، امّا

تنها غم سرزمینم “‌ایران‌” دارم


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها