اگر تو را غم امثال ما بود غم نیست - ادبستان شعر پارسی % %

اگر تو را غم امثال ما بود غم نیست

خواجوی کرمانی – غزل شماره 102

اگر تو را غم امثال ما بود غم نیست

که درد را چو امید دوا بود غم نیست

دوا پذیر نباشد مریض علت شوق

وی چو روی مرض در شفا بود غم نیست

کنون که کشتی ما در میان موج افتاد

اگر چنانک مجال شنا بود غم نیست

چو آب دیده روان کرده ایم در عقبت

تو را اگر نظری سوی ما بود غم نیست

صفا ز باده ی صافی طلب که صوفی را

به جای جامه ی صوف ار صفا بود غم نیست

به راستان که گدایان آستان توایم

وگر تو را غم کار گدا بود غم نیست

غمت چو ساغر اگر خون دل به جوش آرد

چو همدم تو می جانفزا بود غم نیست

گرت فراق به زخم قفای غم بکشد

مدار غم که چو وصل از قفا بود غم نیست

به غربتم چو کسی آشنا نمی باشد

به شهر خویشم اگر آشنا بود غم نیست

چنین که مرغ دلم در غمش هوا بگرفت

به سوی ما اگر او را هوا بود غم نیست

چو اقتضای قضا محنت است و غم خواجو

اگر به حکم قضایت رضا بود غم نیست

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤