
حزین لاهیجی- غزل شماره 67
سخن از من کشیدی، شعله ور کردی جهانی را
چرا انگشت بر لب می زنی آتش بیانی را؟
کمی نبوَد خراشِ سینه ام را ای هلال ابرو
به داغِ دل چه ناخن می زنی آزرده جانی را؟
مبادا پرده از دل، آهِ خون آغشته بر دارد
به روی کار مفْکن بخیهٔ زخمِ نهانی را
ز داغِ لاله پیکر در غبارِ خاطرِ تنگم
چمن پیرای عشقت ریخت، طرحِ گلْستانی را
عجب نبوَد حزین، از عشق اگر عمر ابد یابم
که پیوندِ رگِ جان کرده ام، نازک میانی را



