بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی-همراه با معنی و تفسیر

بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی


حافظ-غزل شماره 486

 

بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی

می‌خواند دوش درس مقامات معنوی

یعنی بیا که آتش موسی نمود گل

تا از درخت نکته ی توحید بشنوی

مرغان باغ قافیه سنجند و بذله گوی

تا خواجه می خورد به غزل‌های پهلوی

جمشید جز حکایت جام از جهان نبرد

زنهار دل مبند بر اسباب دنیوی

این قصه ی عجب شنو از بخت واژگون

ما را بکشت یار به انفاس عیسوی

خوش وقت بوریا و گدایی و خواب امن

کاین عیش نیست درخور اورنگ خسروی

چشمت به غمزه خانه ی مردم خراب کرد

مخموریت مباد که خوش مست می‌روی

دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر

کای نور چشم من به جز از کِشته ندروی

ساقی مگر وظیفه ی حافظ زیاده داد

کاشفته گشت طرّه ی دستار مولوی


 معنی و تفسیر بیت های نخستین :

۱.بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی / می‌خواند دوش درس مقامات معنوی:

حافظ از بلبلی سخن می‌گوید که بر شاخ سرو نشسته و با آواز خود درس‌های معنوی را می‌خواند. این بیت اشاره به این دارد که طبیعت و موجودات آن، پیام‌های الهی و عرفانی را به انسان یادآوری می‌کنند.

۲.یعنی بیا که آتش موسی نمود گل / تا از درخت نکته ی توحید بشنوی:

حافظ به معجزه حضرت موسی (ع) اشاره می‌کند که آتش برای او به صورت گل نمایان شد. این بیت بیانگر این است که اگر انسان به حقیقت نزدیک شود، می‌تواند از هر چیزی درس توحید بیاموزد.

۳.مرغان باغ قافیه سنجند و بذله گوی / تا خواجه می خورد به غزل‌های پهلوی:

در این بیت، حافظ با طنز می‌گوید که مرغان باغ (شاعران یا اهل ذوق) قافیه‌ها را می‌سنجند و شوخی می‌کنند، در حالی که خواجه (شخصی مهم یا شاعر) به غزل‌های پهلوی (اشعار قدیمی) گوش می‌دهد.

۴.جمشید جز حکایت جام از جهان نبرد / زنهار دل مبند بر اسباب دنیوی:

حافظ به داستان جمشید و جام جهان‌نما اشاره می‌کند و می‌گوید که جمشید جز حکایت آن جام چیزی از دنیا نبرد. این بیت هشداری است درباره بی‌ثباتی دنیا و بی‌ارزشی تعلقات مادی.


 معنی و تفسیر بیت های پایانی :

۵.این قصه ی عجب شنو از بخت واژگون / ما را بکشت یار به انفاس عیسوی:

حافظ با اشاره به نفس‌های عیسوی (که در باورهای اسلامی و عرفانی، حضرت عیسی (ع) با نفس خود مردگان را زنده می‌کرد)، می‌گوید که معشوق (خدا یا یار) او را با نفس‌های خود کشته است. این کشتن، اشاره به فنا شدن در عشق الهی است.

۶.خوش وقت بوریا و گدایی و خواب امن / کاین عیش نیست درخور اورنگ خسروی:

حافظ در این بیت، زندگی ساده و بی‌تکلف را ستایش می‌کند و می‌گوید که آرامش و خوشی در زندگی ساده و بی‌آلایش است، نه در تجملات و قدرت دنیوی.

۷.چشمت به غمزه خانه ی مردم خراب کرد / مخموریت مباد که خوش مست می‌روی:

حافظ به معشوق (یا یار) می‌گوید که نگاه فریبنده‌ات خانه‌های مردم را خراب کرده است. این بیت اشاره به قدرت نگاه و تأثیر آن بر دل‌ها دارد.

۸.دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر / کای نور چشم من به جز از کِشته ندروی:

حافظ از پندی حکیمانه یاد می‌کند که یک دهقان سالخورده به پسرش می‌دهد: “جز از کشته ندروی”. این بیت اشاره به این دارد که انسان باید از تلاش و کوشش خود بهره ببرد و به دیگران امیدوار نباشد.

۹.ساقی مگر وظیفه ی حافظ زیاده داد / کاشفته گشت طرّه ی دستار مولوی:

در این بیت، حافظ با طنز می‌گوید که ساقی (یا معشوق) به او بیش از حد وظیفه (شراب یا عشق) داده است، به طوری که حتی طرّه‌ی دستار مولوی (اشاره به عارفان و اهل معرفت) را آشفته کرده است. این بیت نشان‌دهنده حالت مستی و شوریدگی عارفانه است.


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤