ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی-همراه با معنی و تفسیر

ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی


حافظ-غزل شماره 433

 

ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی

لطف کردی سایه‌ای بر آفتاب انداختی

تا چه خواهد کرد با ما آب و رنگ عارضت

حالیا نیرنگ نقشی خوش بر آب انداختی

گوی خوبی بردی از خوبان خُلّخ شاد باش

جام کیخسرو طلب کافراسیاب انداختی

هر کسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت

زان میان پروانه را در اضطراب انداختی

گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما

سایه ی دولت بر این کنج خراب انداختی

زینهار از آب آن عارض که شیران را از آن

تشنه لب کردی و گردان را در آب انداختی

خواب بیداران ببستی وآنگه از نقش خیال

تهمتی بر شبروان خیل خواب انداختی

پرده از رخ برفکندی یک نظر در جلوه گاه

وز حیا حور و پری را در حجاب انداختی

باده نوش از جام عالم بین که بر اورنگ جم

شاهد مقصود را از رخ نقاب انداختی

از فریب نرگس مخمور و لعل می پرست

حافظ خلوت نشین را در شراب انداختی

وز برای صید دل در گردنم زنجیر زلف

چون کمند خسرو مالک رقاب انداختی

داور دارا شکوه‌ای آنکه تاج آفتاب

از سر تعظیم بر خاک جناب انداختی

نصرة الدین شاه یحیی آنکه خصم ملک را

از دم شمشیر چون آتش در آب انداختی


 معنی و تفسیر بیت های نخستین:

1.ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی / لطف کردی سایه‌ای بر آفتاب انداختی:
حافظ در این بیت از معشوقی سخن می‌گوید که با خط مشکین (موی سیاه) خود بر ماه نقاب انداخته است. او می‌گوید که معشوق با این کار لطف کرده و سایه‌ای بر آفتاب انداخته است. این بیت نشان‌دهندهٔ جمال بی‌نظیر معشوق است.

2.تا چه خواهد کرد با ما آب و رنگ عارضت / حالیا نیرنگ نقشی خوش بر آب انداختی:
در این بیت، حافظ از آب و رنگ عارض (چهره) معشوق سخن می‌گوید و می‌پرسد که این جمال چه خواهد کرد با ما؟ او می‌گوید که معشوق اکنون نقشی خوش بر آب انداخته است. این بیت نشان‌دهندهٔ تأثیر جمال معشوق بر عاشق است.

3.گوی خوبی بردی از خوبان خُلّخ شاد باش / جام کیخسرو طلب کافراسیاب انداختی:
حافظ در این بیت از معشوقی سخن می‌گوید که گوی خوبی (زیبایی) را از دیگر خوبان ربوده است. او به معشوق می‌گوید که شاد باش و جام کیخسرو (جام جهان‌نما) را طلب کن، زیرا تو کافراسیاب (فاتح) هستی. این بیت نشان‌دهندهٔ برتری جمال معشوق است.

4.هر کسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت / زان میان پروانه را در اضطراب انداختی:
در این بیت، حافظ از شمع رخسار (چهرهٔ درخشان) معشوق سخن می‌گوید و می‌گوید که هر کسی به شکلی به عشق معشوق گرفتار شده است. او می‌گوید که معشوق پروانه (عاشق) را در اضطراب انداخته است. این بیت نشان‌دهندهٔ جاذبهٔ معشوق است.


 معنی و تفسیر بیت های میانی:

5.گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه ی دولت بر این کنج خراب انداختی:
حافظ در این بیت از گنج عشق معشوق سخن می‌گوید که در دل ویران او قرار گرفته است. او می‌گوید که معشوق سایهٔ دولت (خوشبختی) را بر این کنج خراب (جای ویران) انداخته است. این بیت نشان‌دهندهٔ تأثیر معشوق بر زندگی عاشق است.

6.زینهار از آب آن عارض که شیران را از آن / تشنه لب کردی و گردان را در آب انداختی:
در این بیت، حافظ از آب عارض (چهره) معشوق سخن می‌گوید و می‌گوید که از این آب بپرهیز، زیرا شیران را تشنه‌لب کرده و گردان (عاشقان) را در آب انداخته است. این بیت نشان‌دهندهٔ قدرت جاذبهٔ معشوق است.

7.خواب بیداران ببستی وآنگه از نقش خیال / تهمتی بر شبروان خیل خواب انداختی:
حافظ در این بیت از خواب بیداران (کسانی که بیدارند) سخن می‌گوید و می‌گوید که معشوق خواب آن‌ها را بسته و سپس با نقش خیال، تهمتی بر شبروان (کسانی که در خوابند) انداخته است. این بیت نشان‌دهندهٔ تأثیر معشوق بر خواب و بیداری است.

8.پرده از رخ برفکندی یک نظر در جلوه گاه / وز حیا حور و پری را در حجاب انداختی:
در این بیت، حافظ از معشوقی سخن می‌گوید که پرده از رخ برافکنده و یک نظر در جلوه‌گاه انداخته است. او می‌گوید که معشوق از حیا، حور و پری را در حجاب انداخته است. این بیت نشان‌دهندهٔ جمال بی‌نظیر معشوق است.

9.باده نوش از جام عالم بین که بر اورنگ جم / شاهد مقصود را از رخ نقاب انداختی:
حافظ در این بیت از جام عالم‌بین (جام جهان‌نما) سخن می‌گوید و می‌گوید که باده بنوش، زیرا معشوق بر اورنگ جم (تخت جمشید) نشسته و نقاب از رخ برداشته است. این بیت نشان‌دهندهٔ جمال و شکوه معشوق است.


 معنی و تفسیر بیت های پایانی:

10.از فریب نرگس مخمور و لعل می پرست / حافظ خلوت نشین را در شراب انداختی:
در این بیت، حافظ از فریب نرگس مخمور (چشم‌های مست) و لعل می‌پرست (لب‌های شراب‌گون) معشوق سخن می‌گوید و می‌گوید که معشوق او را در شراب (مستی) انداخته است. این بیت نشان‌دهندهٔ جاذبهٔ معشوق است.

11.وز برای صید دل در گردنم زنجیر زلف / چون کمند خسرو مالک رقاب انداختی:
حافظ در این بیت از زنجیر زلف معشوق سخن می‌گوید که برای صید دل او به گردنش انداخته شده است. او می‌گوید که این زنجیر مانند کمند خسرو (پادشاه) است. این بیت نشان‌دهندهٔ اسارت عاشق در دام عشق است.

12.داور دارا شکوه‌ای آنکه تاج آفتاب / از سر تعظیم بر خاک جناب انداختی:
حافظ در این بیت از داور دارا (پادشاه) سخن می‌گوید و می‌گوید که او چنان شکوهی دارد که تاج آفتاب از سر تعظیم بر خاک جناب او انداخته است. این بیت نشان‌دهندهٔ عظمت و شکوه پادشاه است.

13.نصرة الدین شاه یحیی آنکه خصم ملک را / از دم شمشیر چون آتش در آب انداختی:
حافظ در این بیت از نصرة‌الدین شاه یحیی (پادشاه) سخن می‌گوید و می‌گوید که او دشمنان ملک را با شمشیر خود مانند آتش در آب انداخته است. این بیت نشان‌دهندهٔ قدرت و شجاعت پادشاه است.


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤