روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست-همراه با معنی و تفسیر

روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست


حافظ-غزل شماره 20

 

روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست

می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست

نوبه ی زهدفروشان گران جان بگذشت

وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست

چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد

این چه عیب است بدین بی‌خردی وین چه خطاست

باده نوشی که در او روی و ریایی نبود

بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست

ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق

آنکه او عالم سرّ است بدین حال گواست

فرض ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم

وانچه گویند روا نیست نگوییم رواست

چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم

باده از خون رزان است نه از خون شماست

این چه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بود

ور بود نیز چه شد مردم بی‌عیب کجاست

 


معنی بیت های نخستین

۱. روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست / می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست:
روزه به پایان رسید و عید فرارسید، پس دلها شادمان شد. شراب از خمخانه جوشید و اکنون وقت نوشیدن آن است. این بیت اشاره به پایان ریاضت و آغاز شادی و می‌نوشی دارد که پس از روزه‌داری، مجاز و مطلوب است.

۲. نوبه ی زهدفروشان گران جان بگذشت / وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست:
زمان زهد فروشی و ریاکاری به سر آمد و اکنون وقت شادی و رندی است. حافظ می‌گوید اکنون فرصت آن است که رندان (اهل دل) به خوشی و طرب بپردازند، نه تظاهر به زهد.

۳. چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد / این چه عیب است بدین بی‌خردی وین چه خطاست:
چه سرزنشی دارد کسی که چنین باده‌ای می‌نوشد؟ این چه عیب و اشتباهی است که به این بی‌خردی نسبت می‌دهند؟ شاعر دفاع می‌کند از کسی که با صداقت می‌نوشد و آن را بر زهد ریایی ترجیح می‌دهد.

۴. باده نوشی که در او روی و ریایی نبود / بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست:
می‌نوشی که در آن ریا و تظاهری نباشد، بهتر از زهدی است که آمیخته با خودنمایی است. حافظ صفای باده‌نوشی بی‌ریا را برتر از زهد دروغین می‌داند.

معنی بیت های پایانی

۵. ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق / آنکه او عالم سرّ است بدین حال گواست:
ما از آن رندان ریاکار و دوستان نفاق نیستیم. آن کس که به اسرار عالم آگاه است (خداوند)، گواه است بر این حال ما. حافظ بر صداقت خود تأکید می‌کند و می‌گوید که خداوند شاهد راستی اوست.

۶. فرض ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم / وانچه گویند روا نیست نگوییم رواست:
وظایف الهی را انجام می‌دهیم و به کسی بدی نمی‌کنیم. همچنین آنچه را که نارواست، نمی‌گوییم و نمی‌پذیریم. این بیت نشان‌دهنده التزام شاعر به اخلاق و دوری از سخنان نادرست است.

۷. چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم / باده از خون رزان است نه از خون شماست:
چه اشکالی دارد اگر من و تو چند جام شراب بنوشیم؟ این شراب از خون دل رندان (اهل دل) است، نه از خون شما (مردم عادی). حافظ با طنز می‌گوید که می‌نوشی او به کسی آسیب نمی‌زند، بلکه حاصل تجربه‌های عاشقانه است.

۸. این چه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بود / ور بود نیز چه شد مردم بی‌عیب کجاست:
این چه عیبی است که از آن ترس آسیب دارند؟ و حتی اگر عیبی هم باشد، چه باک؟ زیرا انسان بی‌عیب کجاست؟ شاعر با این بیت اشاره می‌کند که همه انسان‌ها خطا دارند و نباید از عیب‌های کوچک ترسید.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤