دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد-همراه با معنی و تفسیر

دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد


حافظ-غزل شماره 171

 

دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد

کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد

خاک وجود ما را از آب دیده گل کن

ویران سرای دل را گاه عمارت آمد

این شرح بی‌نهایت کز زلف یار گفتند

حرفی ست از هزاران کاندر عبارت آمد

عیبم بپوش زنهار ای خرقه ی می آلود

کان پاکِ پاکدامن بهر زیارت آمد

امروز جای هر کس پیدا شود ز خوبان

کان ماه مجلس افروز اندر صدارت آمد

بر تخت جم که تاجش معراج آسمان است

همت نگر که موری با آن حقارت آمد

از چشم شوخش ای دل ایمان خود نگه دار

کان جادوی کمانکش بر عزم غارت آمد

آلوده‌ای تو حافظ فیضی ز شاه درخواه

کان عنصر سماحت بهر طهارت آمد

دریاست مجلس او دریاب وقت و دریاب

هان ای زیان رسیده وقت تجارت آمد

 


معنی بیت های نخستین

۱. دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد / کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد:
دیشب از سوی آصف (وزیر سلیمان) پیام‌آور بشارتی آمد که از دربار سلیمان نشانه‌ای از شادی و عشرت رسیده است. این بیت با اشاره به داستان حضرت سلیمان و وزیرش آصف، نوید رسیدن فصل شادی و خرمی را می‌دهد.

۲. خاک وجود ما را از آب دیده گل کن / ویران سرای دل را گاه عمارت آمد:
خاک وجود ما را با اشک چشم آبیاری کن تا گل شود، چرا که زمان آبادانی این دل ویرانه فرارسیده است. حافظ از اشک‌های عاشقانه به عنوان عاملی برای احیای دل ویران شده یاد می‌کند.

۳. این شرح بی‌نهایت کز زلف یار گفتند / حرفی ست از هزاران کاندر عبارت آمد:
این توصیف بی‌پایانی که از زلف یار می‌کنند، تنها یک کلمه از هزاران کلمه‌ای است که می‌توان گفت. شاعر بیان می‌کند که توصیف زیبایی‌های معشوق آنقدر گسترده است که هر چه گفته شود تنها بخش کوچکی از حقیقت است.

۴. عیبم بپوش زنهار ای خرقه ی می آلود / کان پاکِ پاکدامن بهر زیارت آمد:
ای خرقه‌ای که به می آلوده‌ای، عیب‌های مرا بپوشان، چرا که آن پاکِ پاکدامن برای زیارت آمده است. حافظ از خرقه به عنوان پوششی برای عیوب یاد می‌کند و از آمدن معشوق پاک سخن می‌گوید.

معنی بیت های پایانی

۵. امروز جای هر کس پیدا شود ز خوبان / کان ماه مجلس افروز اندر صدارت آمد:
امروز جایگاه هر یک از زیبارویان مشخص می‌شود، چرا که آن ماه مجلس‌آراء به مقام صدارت رسیده است. این بیت به ظهور معشوقی اشاره دارد که مانند ماه، مجلس را روشن کرده و بر همه برتری یافته است.

۶. بر تخت جم که تاجش معراج آسمان است / همت نگر که موری با آن حقارت آمد:
بر تخت جمشید که تاجش به آسمان می‌رسد، بنگر که چگونه مورچه‌ای با آن همه کوچکی آمده است. حافظ با این تشبیه، عظمت معشوق و حقارت عاشق را در مقابل او به تصویر می‌کشد.

۷. از چشم شوخش ای دل ایمان خود نگه دار / کان جادوی کمانکش بر عزم غارت آمد:
ای دل، از چشم زیبای او ایمان خود را حفظ کن، چرا که آن جادوی کمان‌کش قصد غارت دارد. شاعر هشدار می‌دهد که نگاه معشوق چنان جادویی دارد که می‌تواند ایمان را نیز به یغما ببرد.

۸. آلوده‌ای تو حافظ فیضی ز شاه درخواه / کان عنصر سماحت بهر طهارت آمد:
ای حافظ که آلوده‌ای، از شاه فیض بخواه، چرا که آن ذات بخشنده برای پاک کردن آمده است. این بیت بیان می‌کند که تنها لطف معشوق می‌تواند آلودگی‌ها را بزداید.

۹. دریاست مجلس او دریاب وقت و دریاب / هان ای زیان رسیده وقت تجارت آمد:
مجلس او دریایی است، این فرصت را دریاب و غنیمت بشمار. ای کسی که زیان دیده‌ای، وقت تجارت (به دست آوردن سود) فرارسیده است. حافظ به اهمیت استفاده از فرصت حضور در مجلس معشوق تأکید می‌کند.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤