به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد

حافظ-غزل شماره 156
به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
تو را در این سخن انکار کار ما نرسد
اگر چه حسن فروشان به جلوه آمدهاند
کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد
به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز
به یار یک جهت حق گزار ما نرسد
هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی
به دلپذیری نقش نگار ما نرسد
هزار نقد به بازار کاینات آرند
یکی به سکه ی صاحب عیار ما نرسد
دریغ قافله ی عمر کآنچنان رفتند
که گردشان به هوای دیار ما نرسد
دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش
که بد به خاطر امیدوار ما نرسد
چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را
غبار خاطری از رهگذار ما نرسد
بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه ی او
به سمع پادشه کامگار ما نرسد
معنی بیت های نخستین
۱. به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد / تو را در این سخن انکار کار ما نرسد:
در زیبایی، اخلاق و وفاداری هیچکس به معشوق ما نمیرسد. در این گفتار هیچ جای انکار و تردید نیست. حافظ با تأکید بر سه ویژگی برجستهٔ معشوق (حسن، خلق و وفا)، ادعا میکند که برتری او آشکار و غیرقابل انکار است.
۲. اگر چه حسن فروشان به جلوه آمدهاند / کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد:
هرچند زیبارویان بسیاری خودنمایی میکنند، اما هیچکس از لحاظ زیبایی و دلربایی به معشوق ما نمیرسد. شاعر با اشاره به “حسن فروشان”، بر منحصر به فرد بودن معشوق تأکید میورزد.
۳. به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز / به یار یک جهت حق گزار ما نرسد:
به حق دوستی دیرینهای که بین ماست، هیچ رازدانی به اندازهٔ معشوق ما حقشناس و وفادار نیست. حافظ در این بیت بر عمق رابطه و وفاداری معشوق تأکید میکند.
۴. هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی / به دلپذیری نقش نگار ما نرسد:
هزاران تصویر از قلم قدرت الهی پدید میآید، اما حتی یکی از آنها به دلپذیری تصویر معشوق ما نیست. این بیت با اشاره به “کلک صنع” (قلم آفرینش)، زیبایی معشوق را شاهکار خلقت میداند.
معنی بیت های پایانی
۵. هزار نقد به بازار کاینات آرند / یکی به سکه ی صاحب عیار ما نرسد:
هزاران سکه به بازار جهان میآورند، اما هیچکدام به ارزش و اصالت سکهٔ خالص معشوق ما نمیرسد. حافظ در این بیت از استعارهٔ “سکهٔ صاحب عیار” برای نشان دادن ارزش والای معشوق استفاده میکند.
۶. دریغ قافله ی عمر کآنچنان رفتند / که گردشان به هوای دیار ما نرسد:
ای افسوس بر کاروان عمر که چنان سریع گذشتند که حتی غبار آنها به سوی سرزمین ما نرسید. این بیت به گذرایی عمر و فرصتهای از دست رفته اشاره دارد.
۷. دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش / که بد به خاطر امیدوار ما نرسد:
ای دل، از آزار حسودان رنجیده خاطر مشو و مطمئن باش که هیچ بدی به فکر امیدوار ما نمیرسد. حافظ در این بیت به مقاومت در برابر حسادتها و حفظ امیدواری تأکید میکند.
۸. چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را / غبار خاطری از رهگذار ما نرسد:
چنان زندگی کن که اگر حتی به خاک راه تبدیل شوی، هیچ غبار ناراحتی از گذرگاه ما برنخیزد. این بیت توصیهای اخلاقی برای زندگی بیآزار و صلحآمیز است.
۹. بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه ی او / به سمع پادشه کامگار ما نرسد:
حافظ سوخت و میترسم که شرح داستان او به گوش پادشاه خوشبخت ما نرسد. در این بیت پایانی، حافظ با فروتنی از بیمهری روزگار مینالد و امیدوار است که پیامش به گوش صاحبقدرتی برسد.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



