سالها دل طلب جام جم از ما میکرد

حافظ-غزل شماره 142
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است
طلب از گم شدگانِ لب دریا میکرد
مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش
کو به تایید نظر حلّ معما میکرد
دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست
و اندر آن آینه صد گونه تماشا میکرد
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم
گفت آن روز که این گنبد مینا میکرد
بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمیدیدش و از دور خدا را میکرد
این همه شعبده ی خویش که میکرد اینجا
سامری پیش عصا و ید بیضا میکرد
گفت آن یار کز او گشت سرِ دار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد
گفتمش سلسله ی زلف بتان از پیِ چیست
گفت حافظ گلهای از دل شیدا میکرد
معنی بیت های نخستین
۱. سالها دل طلب جام جم از ما میکرد / وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد:
حافظ در این بیت به نکتهای عمیق اشاره میکند: سالها دل ما در پی یافتن جام جم (نماد حکمت و معرفت) بود، در حالی که همان چیزی را که در خود داشت، از دیگران طلب میکرد. این بیت انسان را به خودشناسی و دروننگری دعوت میکند، چرا که گوهر حقیقت در وجود خود انسان نهفته است.
۲. گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است / طلب از گم شدگانِ لب دریا میکرد:
حافظ در اینجا به جستجوی بیثمر انسان برای یافتن گوهری اشاره دارد که فراتر از جهان مادی (کون و مکان) است. او میگوید ما این گوهر گرانبها را از کسانی طلب میکردیم که خود گمگشتهای بیش نبودند. این بیت ما را به سوی منبع حقیقی معرفت راهنمایی میکند.
۳. مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش / کو به تایید نظر حلّ معما میکرد:
شاعر حکایت میکند که دوش مشکلات خود را نزد پیر مغان (نماد عارف وادی معرفت) برد، کسی که با نگاهی میتوانست معماها را حل کند. این بیت اهمیت راهنمایان معنوی را در حل مشکلات زندگی نشان میدهد.
۴. دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست / و اندر آن آینه صد گونه تماشا میکرد:
حافظ توصیف میکند که پیر مغان را شاد و خندان دید در حالی که جامی در دست داشت و در آن همچون آینهای به تماشای حقایق میپرداخت. این تصویر زیبا نشان میدهد که عارفان حقیقی از طریق شراب معنوی به معرفت میرسند.
معنی بیت های میانی
۵. گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم / گفت آن روز که این گنبد مینا میکرد:
حافظ از پیر میپرسد: این جام جهانبین را چه کسی به تو داد؟ و پیر پاسخ میدهد: در همان روزی که خداوند این گنبد مینا (جهان) را میآفرید. این بیت اشاره به این دارد که معرفت حقیقی موهبتی الهی است که همراه با آفرینش به برخی افراد اعطا شده است.
۶. بیدلی در همه احوال خدا با او بود / او نمیدیدش و از دور خدا را میکرد:
حافظ به این حقیقت اشاره میکند که خداوند همواره با انسان است، اما انسان از دیدن این حضور غافل است و خدا را همچون موجودی دور دست میپندارد. این بیت ما را به توجه به حضور همیشگی حق تعالی دعوت میکند.
۷. این همه شعبده ی خویش که میکرد اینجا / سامری پیش عصا و ید بیضا میکرد:
شاعر با اشاره به داستان سامری و معجزات موسی، نشان میدهد که تمام جلوههای دنیوی در برابر معجزات الهی همچون شعبدهای بیش نیست. این بیت ناچیز بودن قدرتهای مادی در برابر عظمت الهی را یادآور میشود.
معنی بیت های پایانی
۸. گفت آن یار کز او گشت سرِ دار بلند / جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد:
حافظ به این نکته اشاره میکند که جرم آن عاشقی که به دار آویخته شد، آشکار کردن اسرار عشق بود. این بیت هشداری است درباره ضرورت پنهان داشتن اسرار معنوی از نااهلان.
۹. فیض روح القدس ار باز مدد فرماید / دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد:
شاعر بیان میکند که اگر فیض روحالقدس دوباره نازل شود، دیگران نیز میتوانند کارهایی همانند معجزات مسیح انجام دهند. این بیت به اهمیت توفیق الهی در انجام کارهای خارقالعاده اشاره دارد.
۱۰. گفتمش سلسله ی زلف بتان از پیِ چیست / گفت حافظ گلهای از دل شیدا میکرد:
در پایان، حافظ از پیر میپرسد: این زلفهای پیچ در پیچ معشوقان به چه دلیل است؟ و پیر پاسخ میدهد: اینها شکایتی است از دلهای شیدا و عاشق. این بیت پایانی به زیبایی نشان میدهد که تمام جلوههای زیبایی در جهان، نشانههایی از عشق الهی هستند.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



