در سنبلش آویختم از روی نیاز (معنی+تفسیر) - ادبستان شعر پارسی

در سنبلش آویختم از روی نیاز (معنی+تفسیر)

در سنبلش آویختم از روی نیاز


حافظ-رباعی شماره 22

 

در سنبلش آویختم از روی نیاز

گفتم من سودازده را کار بساز

گفتا که لبم بگیر و زلفم بگذار

در عیش خوش‌آویز نه در عمر دراز

 


معنی بیت های شعر

۱. در سنبلش آویختم از روی نیاز / گفتم من سودازده را کار بساز:
من از روی نیاز و درماندگی، دست به دامن سنبل‌های موی او شدم و گفتم: ای سنبل‌های تابدار، این دلباختهٔ غمزده را یاری کن و کارش را سامان بده. این بیت نشان‌دهندهٔ حالتی از التماس و ناامیدی است که شاعر به امید رسیدن به آرامش، به سوی معشوق روی آورده است.

۲. گفتا که لبم بگیر و زلفم بگذار / در عیش خوش‌آویز نه در عمر دراز:
معشوق در پاسخ گفت: به جای بازی با موهایم، لب‌هایم را بگیر و از این لحظهٔ شیرین لذت ببر. او به شاعر توصیه می‌کند که به جای اندیشیدن به عمر طولانی، در شادی و خوشی حال حاضر غرق شود. این بیت بر اهمیت زندگی در لحظه و بهره‌بردن از عشق و شادی‌های زودگذر تأکید دارد.


تفسیر شعر

 


رباعیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل توضیح.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤