یکی را عسس دست بر بسته بود - ادبستان شعر پارسی % %

یکی را عسس دست بر بسته بود

سعدی-بوستان-باب هشتم در شکر بر عافیت

شماره 9

 

یکی را عَسَس دست بر بسته بود

همه شب پریشان و دلخسته بود

به گوش آمدش در شب تیره رنگ

که شخصی همی نالد از دستِ تنگ

شنید این سخن دزد مغلول و گفت :

ز بیچارگی چند نالی ؟ بخُفت

برو شکر یزدان کن ای تنگدست

که دستت عسس تنگ بر هم نبست

مکن ناله از بی نوایی بسی

چو بینی ز خود بینواتر کسی

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤