شکم ، صوفیی را زبون کرد و فرج - ادبستان شعر پارسی % %

شکم ، صوفیی را زبون کرد و فرج

سعدی-بوستان-باب ششم در قناعت

شماره 6

 

شکم ، صوفیی را زبون کرد و فرج

دو دینار بر هر دُوان کرد خرج

یکی گفتش از دوستان در نهفت :

چه کردی بدین هر دو دینار ؟ گفت :

به دیناری از پشت راندم نشاط

به دیگر ، شکم را کشیدم سماط

فرومایگی کردم و ابلهی

که این همچنان پر نشد وان تهی

غذا گر لطیف است و گر سرسری

چو دیرت به دست اوفتد ، خوش خوری

سر آنگه به بالین نهد هوشمند

که خوابش به قهر آورد در کمند

مجالِ سخن تا نیابی مگوی

چو میدان نبینی نگه دار گوی

وز اندازه بیرون ، مرو پیش زن

نه دیوانه‌ای ، تیغ بر خود مزن

به بی رغبتی شهوت انگیختن

به رغبت بود خون خود ریختن

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤