یکی پنجه ی آهنین راست کرد - ادبستان شعر پارسی ♥️

یکی پنجه ی آهنین راست کرد

یکی پنجه ی آهنین راست کرد

سعدی-بوستان-باب سوم در عشق و مستی و شور

شماره 10

 

یکی پنجه ی آهنین راست کرد

که با شیر ، زورآوری خواست کرد

چو شیرش به سرپنجه در خود کشید

دگر زور در پنجه ی خود ندید

یکی گفتش : آخر چه خسبی چو زن ؟

به سرپنجه ی آهنینش بزن

شنیدم که مسکین در آن زیر گفت :

نشاید بدین پنجه با شیر گفت

چو بر عقل دانا شود عشق چیر

همان پنجه ی آهنین است و شیر

تو در پنجه ی شیر مرد اوژنی

چه سودت کند پنجه ی آهنی ؟

چو عشق آمد از عقل دیگر مگوی

که در دست چوگان، اسیر است گوی

 


نوشته شد در سایت ادبستان شعر پارسی

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤