اشعار امیر مرزبان

اشعار امیر مرزبان
شعر نخست :
این گونه است قصه ی غم های بعد تو
هرگز نمی رسم به قدم های بعد تو
این اسکلت خراش دلم را وسیع کرد
این زندگیِ شبیه عدم های بعد تو
کو شوکران من به یک جرعه سر کشم
کو جرعه ای هلاهل و سم های بعد تو
حتی تسلی ام نشده این ضریح ها
سجاده ها تمام حرم های بعد تو
تو قبله ی مقدس در سینه ی منی
من کافرم به دین صنم های بعد تو
دریا میان خلسه ی آن چشمهاست ، من
مغروق مانده ی تمام بلم های بعد تو
این شعرها به درد دل من نمی خورند
بیزارم از صدای قلم های بعد تو
شعر دوم :
حرفت قبول! لایق خوبی نبودهام
وقتی بدم! موافق خوبی نبودهام
عذرای پاکدامن اشعار آبیام
من را ببخش وامق خوبی نبودهام
فهمیدی اینکه خندهی تلخم تصنعی است؟
الحق که من منافـق خوبی نبودهام
این بادها به کهنگیام طعنه میزنند
من بادبان قایق خوبی نبودهام
من هیچوقت شاعر خوبی نمیشوم
من هیچوقت خالق خوبـی نبودهام
فهمیدم اینکه فلسفهی من شکستن است
هـرگز دچار منطق خوبی نبودهام
حرفت قبول! هر چه که گفتی قبول! آه
اما نگو که عاشق خوبی نبودهام
شعر سوم :
سال هزار و سیصد و… هر سال، سال توست
تقدیر من رقم شده در زیر فال توست
می پرسی این غزل برای کدامین فرشته است
می خندم ! آی خوب من ! این شرح حال توست
غیر از کلام و واژه چه دارم من از جهان؟
این خلسه های نیمه ی من از مجال توست
بیت و نفس شبیه به هـم تند می شوند
آهنگ قلب و نبض من این حس و حال توست
وصل همیم در تن یک شعر بالدار
پای دویدن از من و پرواز بال توست
وقتی اتاق من پر پروانه می شود
فصل بهار آمده یا این خیال توست؟
گاهی برای از تو سرودن غزل کم است
بس که قصیده پشت سرت زیر شال توست
سلطان عشق روی لبانت جلوس کرد
امشب شروع سلطنت خط و خال توست
“ما را سری است با تو” که معناش این شده است
یعنی بخواه ! زندگی ام نیز مال توست
رگهام را زدم فوران کرد تا افق
خون چکیده بر تن این شب حلال توست
اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی
واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از امير مرزبان.










اصلا زیبا نبودند به نظرم. از اقای مرزبان توقع بیشتری داشتم