حوری به کنج گلشن جنت تپید و گفت - ادبستان شعر پارسی % %

حوری به کنج گلشن جنت تپید و گفت

اقبال لاهوری

پیام مشرق

شماره 169

بوی گل

حوری به کنج گلشن جنت تپید و گفت

ما را کسی ز آن سوی گردون خبر نداد

ناید به فهم من سحر و شام و روز و شب

عقلم ربود این که بگویند مرد و زاد

گردید موج نکهت و از شاخ گل دمید

پا اینچنین به عالم فردا و دی نهاد

وا کرد چشم و غنچه شد و خنده زد دمی

گل گشت و برگ برگ شد و بر زمین فتاد

زان نازنین که بند ز پایش گشاده اند

آهی است یادگار که بو نام داده اند

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤