بده آن دل که مستی های او از باده ی خویش است - ادبستان شعر پارسی % %

بده آن دل که مستی های او از باده ی خویش است

اقبال لاهوری

زبور عجم

شماره 42

بده آن دل که مستی های او از باده ی خویش است

بگیر آن دل که از خود رفته و بیگانه اندیش است

بده آن دل بده آن دل که گیتی را فراگیرد

بگیر این دل بگیر این دل که در بند کم و بیش است

مرا ای صید گیر از ترکش تقدیر بیرون کش

جگر دوزی چه می آید از آن تیری که در کیش است

نگردد زندگانی خسته از کار جهان گیری

جهانی در گره بستم جهانی دیگری پیش است

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤