
اقبال لاهوری
زبور عجم
شماره 13
این جهان چیست صنم خانه ی پندار من است
جلوه ی او گرو دیده ی بیدار من است
همه آفاق که گیرم به نگاهی او را
حلقه ای هست که از گردش پرگار من است
هستی و نیستی از دیدن و نادیدن من
چه زمان و چه مکان شوخی افکار من است
از فسون کاری دل سیر و سکون غیب و حضور
اینکه غماز و گشاینده ی اسرار من است
آن جهانی که درو کاشته را می دروند
نور و نارش همه از سبحه و زنار من است
ساز تقدیرم و صد نغمه ی پنهان دارم
هر کجا زخمه ی اندیشه رسد تار من است
ای من از فیض تو پاینده نشان تو کجاست
این دو گیتی اثر ماست جهان تو کجاست



