من هیچ نمی ترسم از حادثه ی شب ها - ادبستان شعر پارسی % %

من هیچ نمی ترسم از حادثه ی شب ها

اقبال لاهوری

زبور عجم

شماره 107

من هیچ نمی ترسم از حادثه ی شب ها

شب ها که سحر گردد از گردش کوکب ها

نشناخت مقام خویش افتاد به دام خویش

عشقی که نمودی خواست از شورش یا رب ها

آهی که ز دل خیزد از بهر جگر سوزی است

در سینه شکن او را آلوده مکن لب ها

در میکده باقی نیست از ساقی فطرت خواه

آن می که نمی گنجد در شیشه ی مشرب ها

آسوده نمی گردد آندل که گسست از دوست

با قرأت مسجد ها با دانش مکتب ها

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤