اشعار نرگس بهارلویی - ادبستان شعر پارسی ❤️

اشعار نرگس بهارلویی

اشعار نرگس بهارلویی

اشعار نرگس بهارلویی


شعر نخست :

با تشنه سراب آمده اینجا

بختم که به خواب آمده اینجا

از کوچه ی ما رد نشو ای دوست

باران عذاب آمده اینجا

کم نیست اگر گریه کنی باز

از دوست عتاب آمده اینجا

تقصیر کسی نیست که او نیست

صد ناله خراب آمده اینجا

یک دسته ی گل مثل همیشه

پژمرده بر آب آمده اینجا


شعر دوم:

شاید که دل آزارترین خلق جهانم

شاید که در این معرکه چون بار گرانم

شاید که ندانم پی یک عمر اسیری

دل بسته و بازیچه ی ایام زمانم

بیهوده در این راه دویدیم و شنیدیم

وقت است بجویم ز درون نام و نشانم

حق گفت جهانی ست درون تو نهفته

اماچه کنم؟نیست از این عشق توانم

باید که بدانم به کجا بودم، از اول

شاید که در این پرده بسی راز نهانم


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤