غزلی از الناز سرخانلو

 

یک شب عروسک بین بازی ها ما گم شد

اسم تمام غصه هامان سیب و گندم شد

وقتی سکوتم را برایت پست می کردم

دیدم که چیزی بین دل دل های ما گم شد

آهسته گفتم دوستت دارم،نفهمیدی

بین من و تو عاشقی سوء تفاهم شد

درگیر آلبوم شد تمام چشم های خوب

لبخندهامان خاطرات دست چندم شد

از توی آیینه کسی ما را نمی خندد

لبخندها دق مرگ یک لحظه تبسم شد

بر شانه های مهربانت گریه می کردم

بغض الفبای دلم هق هق تکلم شد

من مانده بودم پشت در ، دیدی و از ان روز

رنگ محبت های تو رنگ ترحم شد

زن های چادر پوش کوچه راست می گفتند

عشقم ضمیر جمله های بین مردم شد


واژگان کلیدی: اشعار الناز سرخانلو،نمونه شعر الناز سرخانلو،شعرهای الناز سرخانلو،شاعر الناز سرخانلو،غزل الناز سرخانلو،غزلیات الناز سرخانلو،سروده های الناز سرخانلو،شعری از الناز سرخانلو،یک شعر از الناز سرخانلو،شعر سنتی الناز سرخانلو،غزل های الناز سرخانلو،غزلی از الناز سرخانلو.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها