اشعار ناصر همتی - ادبستان شعر پارسی ❤️

اشعار ناصر همتی

اشعار ناصر همتی

اشعار ناصر همتی


شعر نخست :

دلم  به پنجره باز اعتماد نداشت

به اصل آبی پرواز اعتماد نداشت

هزار بار شکست و دوباره عاشق شد

ولی هنوز به اعجاز اعتماد نداشت

تمام عُمر به پایان عشق اندیشید

اگر چه هیچ به آغاز اعتماد نداشت

تمام دار و ندارش ترانه بود و سرود

ولی به طبع غزلساز اعتماد نداشت

تمام عمر درون قفس، نفس می زد

پرنده ای که به پرواز اعتماد نداشت


شعر دوم :

روزی که پشت طاقتم از غم دوتا شود

 شاید  گلو ز بغض قدیمی رها شود

هر روزنی که آینه‌ ای داشت، کور شد

تا کی دری به خانه خورشید وا شود

 ضحاک‌ وش به چنبر مارم ،خدا کند

این افعی تَفرعُن و عصیان، عصا شود

تقصیر تیشه نیست که در بیستون عشق

یک جمله هم نشد که حکایت ز ما شود

از پشت سر به دستِ چپم نامه می ‌دهند

روزی که رستخیز مقرر به پا شود

تاب عتاب نیست همان به که اینچنین

با من به روز آینه و آه تا شود


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی

شعر شاعران استان ایلام – ادبستان شعر پارسی

 


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی شهرستان آبدانان استان ایلام  آبدانانی دکتر .

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤