اشعار محسن حسین خانی

 

شعر نخست :

آستین خیس پیراهنم

طعم شور عشق می دهد

گریه کجا بود !

یادت رفته سفر سه روزه ات را  ؟

دلتنگی اتجاده ها را چقدر بارانی کرد

بعد گفتی :

مرد که گریه نمی کند !

گفتم :

گریه نیست عزیزکم

فقط چشم هایم به دور شدنت کمی آلرژی دارند !

حالا دور شدنت

خیلی طولانی شده

می ترسم !تمام جاده ها را آب ببرد


شعر دوم :

باید زمان می گذشت

زیبایی ات آرام آرام

روی گونه هایم می نشست

گاهی باید در خانه می ماندم

و به رویای رنگین کمان فکر می کردم .

گاهی هم به خیابان می زدم

چترم را باز می کردم

و به صدای باران

قبل از زمین خوردنش گوش می دادم

باید زمان می گذشت

من و باران با هم دوست می شدیم

بعد زیبایی ات آرام آرام

روی گونه هایم می نشست .


شعر سوم :

بیا

و به این‌ها بگو

کم خودشان را به پنجره اتاقم بکوبند !

بگو

آن طرف پنجره شمع نیست

دل من است که آتش گرفته !

اصلا آن روز

 که روسری گلدارت را سرت کردی

فکر بی‌ تابی این همه پروانه نبودی ؟


 شعر چهارم :

چقدر صدای دویدنت از کوچه دور شده

می ترسم چشم بردارم

و تلافی تمام قایم باشک های گذشته را سرم در آورده باشی

می ترسم این زمانه لعنتی

آنقدر بزرگت کرده باشد

که دیگر زیر چادر مادرت جا نشوی

می ترسم دور شده باشی

آنقدر که خودت را

پشت مردی غریبه پنهان کرده باشی

نه ! چشم بر نمی دارم

می خواهم تمام ده، بیست، سی، چهل های عالم را

به توان دوستت دارم هایم برسانم

تا خودت را برایم پیدا کنی .


واژگان کلیدی:اشعار محسن حسین خانی،نمونه شعر محسن حسین خانی،شاعر محسن حسین خانی،شاعر محسن حسین خانی،شعرهای محسن حسین خانی،شعری از محسن حسین خانی،یک شعر از محسن حسین خانی،محسن حسين خاني،محسن حسینخانی،شعر نو محسن حسین خانی.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
مازیاز
میهمان
مازیاز
مهر 13, 1400 11:04 ق.ظ

درود…. بر شاعر با احساس و دوستداشتنی… همیشه بنویس با تمام وجودت…. موفق باشی