بایگانی‌های هایکو و شعر کوتاه - صفحه 9 از 11 - ادبستان شعر پارسی

اشعار سمانه سوادی

  شعر نخست:   تمام اتاق بوی تو را گرفته است  زیر سیگاری را  خالی می کنم ، می شورم ، اما هنوز هم دهانش  بوی آخرین بوسه را می دهد .پنجره را باز میکنم  پرده عطر تو را در اتاق دور می زند  و من آغوش تو را بیرون می آورم و  با دگمه هایش  فال می … ادامه

اشعار پروین سلاجقه

  شعر نخست : توی این شعر تاریخ تولد تو کمی خط خورده است مرا ببخش عزیزم … شعری فراموشکار است و دیوانه اگر بپرسی :دوستت دارم بی درنگ می گویم: دلم یک پرنده می خواهد یک پرنده ی وحشی مثل همان عقاب باشکوه که یک روز خواب آرامش را میان سنگ های کوهستانش رها … ادامه

شعرهای کوتاه مارال عباسی

  پاییز شد و برگ ها فرو بردند خنجری گستاخ در اعتماد درخت ***** کلاغ زن را بوسید زن درخت شد و کلاغ،باغ ***** پروانه ها به مرز یائسه گی رسیده اند عمری پیله دریدن ارضاشان نمی کند ***** صدای افتادن یخ در لیوان شربت بابونه کاش کسی هر روز جهانی خنک را پیشکشم می کرد. … ادامه

شعرهای کوتاه پرویز فکرآزاد

ممنوع السفرم کرده اند. خودت می دانی با خیالت به کجاها که نرفته ام . ***** شکنجه گرم شده ای !  برای هر کلمه خونِ دل می خورم . ***** تو  امید منی وگرنه مرا چه به امیدواری ! ***** عریان ترین معشوقه زمینی زمستان!  چه باک که گاهی لباس عروس داری! ***** هم آتشی … ادامه

اشعار کوتاه داریوش معمار

   می گذارم کنار آن همه دختران زیبا را که داشته ام در خاطر با گیس های بلند افشان و بازوهای بلوری و تنها به لباس های تو قانع می شوم وقتی باد آنطور می لرزاندشان بر بند رخت . ***** رفتیم صحرا جوجه کباب بزنیم، با همسرم، پسرم چه کارها نکردیم که نشان بدهیم … ادامه

اشعار کوتاه گلاره هنری

  صدای دریا تمام شده این صدف از طنین یاد تو خالی است . ***** ماندنی خاطرات هم با باران پاییزی از شاخه جدا می شوند. ***** پرنده­ها فقط تجسم پروازند شکل پريدن خود در آسمان است . ***** دورتر بايست شيطان در جزئيات حضور دارد ! واژگان کلیدی: اشعار گلاره هنری،نمونه شعر گلاره هنری،شاعر گلاره … ادامه

شعرهای کوتاه ندا آبکاری

  کفش ها بسیار مهم اند من از کفش آدم ها می فهمم که هر کس از کجا آمده است ، با چه کسی حرف زده است ، به چه کسی نگاه کرده است . یقه ها بسیار مهم اند من از یقه پیراهن ها می فهمم که هر کس چقدر بغض کرده است چقدر … ادامه

اشعار کوتاه اقبال معتضدی

  استقرار یافته‌ام چون درخت ، در دامنه‌ی افسونگر  این تپه‌ی سبز ، خوشم با پرنده‌ها و بادها و آن برج  بلند  قدیمی در باغ  شیبگاه دوست‌داشتنی‌ است . ***** قناعت می کنم در کامیابی ، قناعت می کنم در بیان حقیقت ، قناعت می کنم به سکوت ، غرق می شوم در صبوری، غرق … ادامه

شعرهای کوتاه مونا اکبریان

  نترس ، دل ندارم دوباره عاشق شوم… . ***** تو آن قدر تشنه ی عشق من بودی که باید می فهمیدم روزی از من سیر می شوی. ***** لبخند بزن دنیا چیزی جز تصویر تو در آینه ها نیست . ***** هر چه قد می کشیم از ریشه هایمان دور می شویم بی آنکه … ادامه

اشعار رضوان ابوترابی

شعر نخست: تو آمدی با لبخندی در دست و واژه هایی که هر کدام می توانست شعری عاشقانه باشد اما چراغ ها روشن شد تو رفتی و ما مجبور شدیم صندلی هایمان را ترک کنیم من به اندازه ی یک بلیط می توانستم عاشق شوم این را کنترلچی به من گفت وقتی در را به … ادامه

دو شعر کوتاه از ندا پیرستانی

  مساحت خلوتم را پر کن فرقی نمی کند عمودی یا افقی همین که ضلعی از چهاردیواری ام باشی کافی است. ***** قیچی شد!  دیروز ،بادست تو رشته ای که بسته بودم یک سر جان من،یک سر چشم تو و  افتتاح شد ! بخش آخر بهره برداري از من ، فاز اول اشتراک با ديگري ، … ادامه

شعرهای کوتاه فریبا عرب نیا

  از روزهای رفته نگو ، روزهای مانده را تعریف کن با چند ماه خداحافظی کنم؟ به چند خورشید سلام؟ تا بیایی ! *****  خوبم . درست مثل مزرعه ای که محصولش را ملخ ها خورده اند . دیگر نگران داس ها نیستم . ***** فردا ادامه ی امشب ، درد پشت  درد … . *****  تو … ادامه