بایگانی‌های دوبیتی پیوسته(چهارپاره) - ادبستان شعر پارسی

شعری از محمدرضا شالبافان

اشعار محمدرضا شالبافان

شعری از محمدرضا شالبافان شعری از محمدرضا شالبافان خواب آشفته تو را دیدم خواب این روزهای سردرگم روزهای پر از ملالت شرم در نگاه درشت این مردم   پشت این کوچه های تو در تو شانه هایم چه سرد می خندید و خدایی که پشت این تردید نکبت سرنوشت را می دید   باد مثل … ادامه

اشعار علی صفری

اشعار علی صفری

اشعار علی صفری اشعار علی صفری شعر نخست :   حضرت فاصله بی حوصله ام سخت نگیر چند سالی ست سراسر گله ام سخت نگیر غرق پاییز ترین فصل غم و اندوهم داغدار سفر چلچله ام سخت نگیر شانه شانه پرم از هق هق تنهایی و اشک سالها در گسل زلزله ام سخت نگیر حضرت … ادامه

اشعار مهدی حمیدی شیرازی

اشعار مهدی حمیدی شیرازی

اشعار مهدی حمیدی شیرازی اشعار مهدی حمیدی شیرازی شعر نخست: مرگ قو شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب مرگ تنها نشیند به موجی رود گوشه ای دور و تنها بمیرد در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در میان غزل ها بمیرد گروهی بر آنند که … ادامه

اشعار ایرج دهقان

  شعر نخست: بوی غم و درد خیزد ، امشب ز بام و در من طوفان اندوه ریزد ، باران غم بر سر من اکنون در این شام تاری ، از گونه من به یاری کس زنگ اندوه نشوید ، جز اشگ چشم تر من شام غمم را سحر نیست ، آه دلم را اثر … ادامه

اشعار فریدون توللی

شعر نخست: معـرفت نیـست در ایــن معرفت آموختگان ای خوشـــــا دولت دیــدار دل افـــروختگان دلـــــــم از صحبت ایـن چرب زبانان بگرفت بعد از این دست من و دامن لب دوختگان عاقـــبت بر ســـر بازار فـــــریبم بفـــروخت نـــاجوانــمردی ایـــن عـــاقبت انــدوختگان شـرمشان باد زهنگــامه رسوایی خویش این متـــاع شـــرف از وسوسه بفروختگان یار دیـــرینه چنان خاطرم … ادامه

اشعار نوذر پرنگ

  شعر نخست:   گفتمش:کارت چرا پیوسته آزار من است؟ گفت:دارد هرکسی کاری و این کار من است گفتمش:نرگس به دور چشم تو بیمار کیست؟ گفت:با من کرده همچشمی و بیمار من است گفتمش:مجنون خود را چون کُشی منصور وار گفت:او از سرفرازان سر دار من است  گفتمش:گر راست گویی پنجه با نوذر فکن گفت:این … ادامه