اشعار کیکاووس یاکیده
شعر نخست: نه اولش پیداست و نه آخرش با این همه باید تا آخرش بروم بگذار بنشینم و نفس تازه کنم نترس ! تصمیم من عوض نمی شود به سنگی بدل نمی شوم که کنار راه افتاده باشم نترس ! این بار هم که تاول پاهایم خشک شود دوباره عاشقت می شم دوباره راه … ادامه



