اشعار سید حبیب نظاری
شعر نخست غزل همیشه شب، من و رنج قرارهای پیاپی دو چشم خیس، پر از انتظارهای پیاپی و ایستگاه که از من هزار مرتبه پر شد نشسته خیره به راه قرارهای پیاپی دوباره شعر، دوباره گناه آدم و گندم و من که خستهام از این شعارهای پیاپی شبیه عقربهها در توالی شب و روزم رها … ادامه



