قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / بایگانی برچسب: امام زمان عج

بایگانی برچسب: امام زمان عج

اشعار عباس براتی پور

شعر نخست : امام زمان عج   چه‌ زیباست‌ روی‌ تو در خواب‌ دیدن ‌فروغ‌ نگاه‌ تو در آب‌ دیدن ‌چه‌ زیباست‌ رخسار خورشیدی‌ تو پس‌ از پرده‌داری‌ مهتاب‌ دیدن ‌چه‌ زیباست‌ در چشمه‌ نور چشمت ‌شکوفایی‌ روشن‌ ناب‌ دیدن ‌چه‌ زیباست‌ دور از شکوه‌ حضورت ‌نگاه‌ تو در چشم‌ …

توضیحات بیشتر »

شعری از آیت الله وحید خراسانی

  تویی پشت و پناه اهل عالم تویی تاج سر اولاد آدم تویی چشم و چراغ آفرینش به تو خرم بهار دین و دانش تو معصوم از هوی و از خطایی امین الله در ارض و سمایی تویی گنجینه اسرار توحید تویی بالاتر از تعریف و تمجید تو سرّ مستسرّ …

توضیحات بیشتر »

اشعار بهلول حبیبی زنجانی

  شعر نخست : شده آماج بلا،گر حرمت یا زینب کم نگردد ز جلال و حشمت یا زینب گر ندارد سلفی ها و هوادارانش ترسی از آه دل پر زغمت یا زینب می زند سیلی ابوالفضل علی بر آنکه چپ نگاهی بکند بر عَلمت یا زینب شامیان زد کُتکَت آن …

توضیحات بیشتر »

شعری از طاهره صفارزاده

  هميشه منتظرت هستم بي آن كه در ركود نشستن باشم هميشه منتظرت هستم چونان كه من هميشه در راهم هميشه در حركت هستم هميشه در مقابله تو مثل ماه ستاره خورشيد هميشه هستي و مي درخشي از بدر و مي رسي از كعبه و ذوالفقار را باز مي كني …

توضیحات بیشتر »

اشعار مذهبی علی اکبر لطیفیان

  شعر نخست: برای امام زمان(عج) برگرد ای توسل شب زنده دارها پایان بده به گریه ی چشم انتظارها از یک خروش ناله ی عشاق کوی تو حاجت روا شوند هزاران هزارها یکبار نیز پشت سرت را نگاه کن دل بسته این پیاده به لطف سوارها از درد بی حساب …

توضیحات بیشتر »

اشعار مهدی جهاندار

  شعر نخست: تو ماهتاب منــی، باز عــــزم جنگ مکن ملول و خسته منم؛ قصد این پلنگ مکن خدای را صنمــا!  این بتان زیبــــا را به جرم اینکه شبیه تواند سنگ مکن دلا دلا، شب معراج هر کسی جایی است هـــراس از ظلمـــات دل نهنـگ مکن اگر بــه خانه ی …

توضیحات بیشتر »

چند شعر از حسن اسحاقی

  شعر نخست: برای حضرت رقیه(س) تمام می شوم امشب در آخر قصه بخواب بانوی احساس،دختر قصه یکی نبود و یکی بود و آن یکی هم رفت یکی یکی همه رفتند از در قصه ببند چشم خودت را،فقط تجسم کن میان شعله ی آتش سراسر قصه خیال کن که لبت …

توضیحات بیشتر »

شعری برای امام زمان(عج)سروده فاطمه راکعی

  دهید مژده به یاران که یار می آید قرار گیتى چشم انتظار مى آید کلید صبح به دست و سرود عشق به لب ز انتهاى شب آن شهسوار مى آید ز تنگناى خیالم گذشته است و کنون به پهندشت دلم آشکار مى آید طلسم کین به سرانگشت مهر مى …

توضیحات بیشتر »