مجموعه اشعار چمر آرزوبیرانوند
غزل خوان تنها چه بی طاقتی!
شبیه نفس های یک ساعتی
برای کسی نیمه گم شده
برای من گم شده عادتی
چه شد قهرمان غزل های سرخ
که افتادی از پا به این راحتی؟!
مگر میوه باغ من تلخ بود
که پس دادی آن را به بی حرمتی؟
نگو ماهی ات اهل دریا نبود!
نگو اهل مرداب و کم جراتی!
هنوز از غزل های تو جاری است
خروشانی رود پر قدرتی
برای کسی که تو را دوست داشت
عزیزم هنوز آخرین فرصتی!
&&&&&&
نخواب! شهر خسته ام..."
چقدر این چراغ ها شبیه آفتاب نیست!
نخواب! شهر خسته ام,هنوز وقت خواب نیست
درون کوچه های تو پرنده پر نمی زند
در انتظار چیستی؟! کسی به در نمی زند
بیا به خاطر خدا به این ترانه گوش کن
من عاشقانه گفته ام تو عاقلانه گوش کن
دلم گواه می دهد که چشم عشق کور نیست!!
دوباره فاتحه نخوان! کسی درون گور نیست
بهای خون ریخته فقط طناب دار نیست
همیشه کوچ سارها نشانه ی بهار نیست
دو قطره خون لخته از دلم عبور کرده است
مقابلم در آینه کسی ظهور کرده است
کسی که چشم های او شبیه خاطراتم است
کسی که بعد ثابت جهان بی ثباتم است
چقدر می شود به این نگاه مست دل نباخت؟
چقدر می شود که با دروغی عاشقانه ساخت؟
من از همیشه ساختن دلم به سوختن خوش است
به گوش های عاشقت غزل فروختن خوش است
اگر درون کوچه ات پرنده پر نمی زند,
اگر کسی به ریشه ات به جز تبر نمی زند
ولی من شکسته دل به پای تو نشسته ام
بایست روی پای من! دخیل عشق بسته ام
نخواب! شهر خسته ام هنوز وقت خواب نیست
دعای دیگری بخوان! که عشق بی جواب نیست
......
سکوت کرده ای رفیق! سکوت سهم ما نبود
سکوت اگر چه حرف داشت به خوبی صدا نبود
دل شکسته کسی وبال گردن تو نیست
چه بی هوا دلم شکست! ولی نه بی هوا نبود
کسی که شیشه دل ترانه مرا شکست
صدای بی محبتش برایم آشنا نبود
رفیق! زندگی همین دو روز های و هوی نیست
وگرنه عمر غاز ها به کوچ مبتلا نبود
هزار بار گفته اند: "چرا سکوت میکنی؟"
مگر همین سکوت تلخ جواب این چرا نبود؟!
سکوت کرده ام رفیق! سکوت زخم کهنه ایست
کبوتر صدایمان از اولش رها نبود
..........
گفته بودی خانه ام را زود پیدا میکنی
خسته ام از بس که تو امروز و فردا میکنی
یوسفت را می دراند نابرادر مثل گرگ
وای بر بی غیرتی! داری تماشا می کنی؟!
غیرتت را چند دادی کاسب ارزان فروش-
که برادر بودنت را ساده حاشا میکنی؟!
تا خرت را بگذرانی با فریب از روی پل
باز یوسف را نصیب گرگ صحرا می کنی!
شهر در آتش بسوزد چون اتاقت سالم است
شک ندارم گوشه ای شکر خدا را می کنی
آه! بی دردی خودش درد است آخر نا رفیق!
تو چگونه با چنین دردی مدارا می کنی؟!
.........
تقسیم شدم بین دو احساس عجیب
یک سمت بهشت و طرفی خوردن سیب
انگار زمان یک حلزون بود و مرا
می برد به دالان فضاهای غریب
صد بار تو را یاد خودم آوردم
گفتم که: مبادا بخوری باز فریب!
ابلیس! و تکرار همان بازی تلخ
می زد به دلم با هوسی سرخ لهیب
تکرار به آن شکل که می دانی نیست
یک بار فراز است و یک بار نشیب!
ای وای خدا! میوه ممنوعه من
یک باور تلخ است نه شیرینی سیب!
"یک خاطره گم شده در طوفانم
آواره تر از کولی سرگردانم
وقتی غزلم نغمه دلتنگی توست
دف می زند احساس تو در دستانم
روحم وطن حادثه های زخمیست
تنها تو شدی معجزه درمانم
هر بار که در صورت من می میری
دور نفسم آینه می گردانم
ای عشق! دل تنگ مرا باور کن
هر چند که لبخند زده چشمانم
بگذار که مهمان تو باشم امروز
اندازه این چند غزل می مانم..
.......
انگار در این شهر کسی شیدا نیست!
مجنون نشو ای دل خبر از لیلا نیست
گه گاه نسیمی به تنم می پیچد
افسوس! که از ناحیه دریا نیست
می ترسم از احساس خودم بنویسم
بگذار بگویند: دلش با ما نیست
از غربت من فاصله ها بی خبرند
پیغامبر بی طرفی اینجا نیست؟
ای عشق خودم را به تو پس خواهم داد
پیداست کسی مثل خودم تنها نیست
وقتی غزلی آینه گردان تو نیست
بگذار بمیرم وطنم اینجا نیست
........
آفتاب آمده اما نه برایت امروز
اه چرا این همه ابریست هوایت امروز!
شاعر شهر سکوت و غم تو میداند
که چرا این همه گنگ است صدایت امروز
مثل حلاج تو را با غزلت دار زدند
کورکورانه وبا نام خدایت امروز!
خوب بهای غزلت پیر هن تنهاییست
بس که ارزان شده انگار! بهایت امروز
می شوی آتشی از غیرت و می سوزد شهر
آنچنان که غزلت سوخت به پایت امروز
زیر خاکستر این شهر نمی روید جز
دشتی از لاله خون رنگ به جایت امروز
دلم گواهی داد که جز تو راهی نیست
که آب این دریا نصیب ماهی نیست
تمام وزن عشق اگر نباشی تو
بدان عزیز من به قدر کاهی نیست
گلی که در بهمن بروید از خاکش
نصیب عمر او به جز تباهی نیست
دلم گرفته دوست! اگر چه میدانم
که عمر آدم جز دمی وآهی نیست
در این بساط سرد نمانده جز آهم
دمی پناهم باش که سرپناهی نیست
اگر کسی دستش به خونم آلودست
زمین گنه کار است بر او گناهی نیست...
من وتو از جوانه ها دو سهم پیر برده ایم
از عاشقانه و غزل فقط فریب خور ده ایم
شبیه آن کبوتری که بال زخم خورده داشت
امیدوار بوده و در آشیانه مرده ایم
چه فصل صادقانه ای! درخت ها برهنه اند
جوانه های سبز را به سادگی شمرده ایم
به جز دو سهم نیمه جان که قسمت من وتو بود
هر آنچه عاشقانه شد به باغبان سپرده ایم
نترس عشق پاک من!که باغبان بخیل نیست
شنیده از جوانه ها دو سهم پیر برده ایم
لیلی و مجنون اگر ماییم صحرا کو؟
ماهی دریا اگر ماییم دریا کو؟
هر شب از کابوس تنهایی نمیخوابم
یا رب آن رویای آبی رنگ فردا کو؟
طبل دارد می زند دیوی که در شهر است
پس صدای نی لبک های پری ها کو؟
چشم کوری می کشد ما را بی راهه
ما کجا اینجا کجا؟! چشمان بینا کو؟
آنچه می بینم فقط تصویری از زشتیست
آه از این دنیا پس آن دنیای زیبا کو؟!
هر چه دارد می کشد دنیا ز دست ماست
ما کجا مجنون کجا؟افسون لیلا کو
آنقدر که من عاشقم و مست کسی نیست
دور عسل سفره من جز مگسی نیست
آن عشق که لافش زده شد در همه شهر
با بازی تصویر و صدا جز هوسی نیست
ای عشق! به هر در که زدم باز نکردند
انگار در این مهلکه فریاد رسی نیست
شیرینی لبخند در این کوچه بی رحم
اندازه شیرینی آلوی گسی نیست!
باید بپرم از لب این بام پریشان
تا گرد پر و بال خیالم قفسی نیست
پیوند غریببست میان من و پاییز
جز مهر برای غزلم هم نفسی نیست
ما فریب کوسه ها را خورده ایم
گول چشمانی نه زیبا خورده ایم
با وجود زم زمی از ادعا
تشنه ایم و آب دریا خورده ایم
باز هم اخبار بد داریم از عشق
چشم زخم از قاصدک ها خورده ایم
باز باران با غضب باریده و
زیر باران سخت سرما خورده ایم
روزه ای را بی اذان وقت غروب
گوشه دنج مصلا خورده ایم
دور ماندیم از خدا از بس که ما
غصه دیروز و فردا خورده ایم
جای سالم بر تن این شهر نیست
زخم حتی از خودی ها خورده ایم!
تا زمانی که جدا از صخره ایم
تکه سنگی خرد و تیپا خورده ایم
باید از خواب زمستانی پرید
هر چه خوردیم از همین جا خورده ایم!
خونه سوت و کور و سرده، نیستی و دلم گرفته
نیستی من موندم و بغض و یه سبد حرف نگفته
دل من داره می پوسه توی تنهایی و خلــــــوت
بیا با دلم یکی شو نگو تا چی باشه قسمــــــــت
بیا تنهایی مو حس کن،زل بزن تو چشم خیسم
کاش بدونی گریه هام و با غم تو می نویســـم
بیا تو تقویم امسال غصه هارو خط خطی کن
بیا و فکری به حال این سکوت لعـنــتی کن
من وتو مسافریم وسرنوشت مثل یه جاده اس
تو سوار بال ابرا ، دل من اما پیاده اس
بیا ای مسافر من که دلم خیلی غریــــــــــبه
داره ازعشقت میمیره ولی از تو بی نصیبه"
ارسال یک پاسخ
- 4 تالارهای گفتمان
- 177 موضوعات
- 214 ارسال
- 0 آنلاین
- 1,271 اعضا