آگاه‌سازی‌ها
پاک‌کردن همه

دیشب در دل شب

1 ارسال‌
1 کاربران
0 Reactions
29 نمایش‌
ارسال‌: 4
شروع کننده موضوع
(@تورج توجی)
عضو شده: 7 ماه قبل

دلنوشت و اجرا تورج توجی
دیشب در دل شب
من از خواب پریدم
انگار که باز همان شب بود
همان شب بود که هجوم دردها
در من انگار قرار از قرارم ربوده بود
همان شب بود که من تا به سحر ناله می‌کردم
و خدا هم انگار که رفته بود
همان شب بود که داغ در دل داشتم
اما شانه‌ای نبود برایم
همان شب بود که اشک‌هایم
امانم را بریده بودند
اما آغوشی نبود برایم
انگار که دیشب همان شب بود
دیشب از آن شب هم دردناک تر بود
نه آغوشی نه شانه‌ای نه دستی
من بودم و این ترس و این گریه
من بودم و اتاق تاریک
و این همه نقشی که بی‌رنگ شده
آری هیچکس نبود
باز منو این درد و این تنهایی
باز من تک و تنها کنار این همه خاطره
دلنوشت و اجرا تورج توجی


ارسال یک پاسخ

نام نویسنده

ایمیل نویسنده

عنوان *

پیش‌نمایش 0 رونوشت ذخیره شد