گلستان-باب سوم در فضیلت قناعت-حکایت 16

سعدی-گلستان-باب سوم در فضیلت قناعت

حکایت 16

 

یکی از عرب در بیابانی از غایت تشنگی می‌گفت

یا لیتَ قبلَ مَنیِتی یوماً اَفوزُ بمُنیتی

نهراً تُلاطِمُ رُکبَتی وَ اَظلّ اَملاُ قِربَتی (1)


واژگان دشوار : 1-ترجمه : ای کاش یک روز قبل از مرگم هم شده به آرزویم می رسیدم ، رودخانه ای بود که تا زانویم را فرا گیرد و من مشغول پر کردن مشک خود می شدم .

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها