دی مغبچه‌ای گفت که ما مظهر یاریم

وحدت کرمانشاهی – غزل شماره 47

دی مغبچه‌ای گفت که ما مظهر یاریم

سر تا به قدم آینه ی روی نگاریم

ما نقطه ی پرگار وجودیم ولیکن

گاهی به میان اندر و گاهی به کناریم

ما سرّ انالحق به جهان فاش نمودیم

منصورصفت رقص‌کنان بر سر داریم

ما بار به سر منزل مقصود رساندیم

ای خواجه دگر اشتر بگسسته مهاریم

در هیچ قطاری دگر ای قافله‌سالار

ما را نتوان یافت که بیرون ز قطاریم

تا باد به هم بر زند آن زلف پریشان

آشفته و سرگشته و بی‌صبر و قراریم

تا در چمن حسن گل روی تو بشکفت

شوریده و شیدا و پریشان چو هزاریم

چون در نظر دوست عزیزیم غمی نیست

هر چند که در چشم خلایق همه خواریم

وحدت صفت از نشأ صهبای محبت

مستیم ولی بی‌خبر از رنج خماریم

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها