
حاج ملاهادی سبزواری – سایر اشعار شماره 5
در نکوهش دنیا
دیده باشی ز کودکان صغیر
شود این یک وزیر و آن یک میر
حکمرانی شاه بر اورنگ
هست تخمین ساعتیش درنگ
از چه آن سلطنت مجازی شد
نام آن “پادشاه بازی” شد
زانکه نسبت به عمر آن کودک
فی المثل آن زمان بود صد یک
پس بر این کن قیاس سالی صد
سلطنت را ز مدت بی حد
کآیدت پیش از نعیم و جحیم
بر سر آن نمای این تقسیم
لیک عمر ابد که در پیش است
هر چه گوییش بیش از آن بیش است
گر کنی عمر صد هزاران عام
بشماری زیادتیش مدام
روز و شب کوشی و همه مه و سال
خود شمارش تصوریست محال
عمرت ای خواجه هست چند ایام
وآنچه داری به پیش بی انجام
بی نهایت چه و نهایت دار
گر چه او هست صد هزار هزار
زآنچه پیش است نیست عشر عشیر
عمر دنیا ز خواب کمتر گیر
پس چو بی حد به قبر باید خفت
نتوان شاه “بازی اش” هم گفت
در جهان هر چه خیر و شر بینی
همه چون باد در گذر بینی