
مخفی بدخشی – مرثیه شماره 5
در سوگ برادر مخفی، میرمحمدشاه غمگین سروده شده است :
چو سی و هشت شد عمرش به بیستم شوال
به شام جمعه وداع کرد و شد به خلد برین
بشد شهید پر حسرت به گوشه ی غربت
مگر که آل علی را نصیب بود چنین
به فرق مادر و خواهر بریخت خاک و بشد
به پای خرقه جسدش به قندهار دفین
چو دید عالم فانی نه جای عیش و خوشیست
ز روی عقل بکردی تخلصش غمگین
ز عقل سال وفاتش بخواستم گفت
ز درد دل بفزا مخفی و بگو غمگین