شام هجران بس که یاد آن لعل خندان میکنم

مخفی بدخشی – غزل شماره 50

خواب پریشان

شام هجران بس که یاد آن لعل خندان میکنم

در خیالش ملک کابل را بدخشان میکنم

گل کرده است ناله و حرمان و آه و داغ دل

در بهار بی کسی سیر گلستان میکنم

هر دم از یاد نگاهی بر رخ لیلی وشی

همچو مجنون بوسه بر چشم غزالان میکنم

کاکل مشكین او یک شب به خواب آمد مرا

عمرها تعبیر آن خواب پریشان میکنم

از فراقت میشوم دیوانه لیکن روز و شب

خویش را مشغول بازی همچو طفلان میکنم

گل نچیدم من ز باغت باغبان تندی مکن

خون دل از دیده باریدم به دامان میکنم

در سخن جو میل اگر داری مرا کاندر سخن

خویش را چون بوی گل در برگ پنهان میکنم

گر چه مسكین و غریبم بوریای خویش را

کی برابر بر فراش تخت شاهان میکنم

مخفی دلریش را نبود سر بیت و غزل

خاطر خود را به این و آن پریشان میکنم

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها