ترکی که چشم مستش عالم خراب دارد

مخفی بدخشی – غزل شماره 22

صید ضعیف

ترکی که چشم مستش عالم خراب دارد

صید ضعیف ما را کی در حساب دارد

چوگان به دست هر گه، گرد و سوار آن مه

سرها چو گوی در پیش جان در رکاب دارد

کی دل رهد ز دستش کان چشم نیم مستش

خورده شراب و اکنون فکر کباب دارد

سنبل به زلف جانان تشبیه کی توان کرد

کان طره از رگ جان صد پیچ و تاب دارد

در شام هجر دائم از بهر اشک چشمم

بر یاد آن بناگوش دُرّ خوشاب دارد

چون غنچه خون خورد دل دور از تو گر بخندد

گردد سفید چشمش کو بی تو خواب دارد

شمشاد بی ثمر را با قامتت چه نسبت

سرو قدت بنازم بار آفتاب دارد

این تهمتی که برپاش بسته است از حنا نیست

او کشته عاشقان را از خون خضاب دارد

هر چند شرمسارم مخفی امیدوارم

در نزد رحمت او عصیان چه تاب دارد

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها