خیال روی تو از دل به در نمیآید
صائب تبریزی- غزل شماره 4005 خیال روی تو از دل به در نمیآید که خودپرست ز آیینه بر نمیآید نمیکند دل بیتاب من نفس را راست نهال قامت او تا به بر نمیآید لب شکایت من از وصال بسته نشد رفوی زخم ز موی کمر نمیآید چنان ز حسن گلوسوز شد جهان خالی که بوی … ادامه



