
میشود هرچیزی را زیرش پیدا کرد
آوای درختان ، صفحات گمشدهی دریا
هرچیزی جز خواب
و شب رودخانهای است که پل میزند
بین دو کرانهی گفتن و شنفتن،
دژی بیدفاع و باکره
میشود هر چیزی را زیر آن جای داد :
چشمههایی مدفون زیر گل و لای و برگها،
خانههای کودکی .
و شب آغاز میشود
وقتی سرانگشتان مادرم از میان نخها میگذرند
گره میزنند و گره باز میکنند
تا برسند به سجاف فرسودهی قصهی ما .
شب
سایهی دستهای پدرم
ساعت را برای لحظهی رستاخیز کوک میکند
یا شاید ساعت از هم گسسته، عددها پرواز کردهاند؟
میشود برای هر چیزی اینجا خانهای یافت :
بالهای دور انداخته ، کفشهای گمشده ، الفبای قراضه
برای هر چیزی جز خواب . و شب آغاز میشود
وقتی اولین یاسمن گردن زده شود و عطر اسیرش
سرانجام از میان کفن آزاد و رها گردد .
“برگردان : آزاده کامیار”
واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعرهای ترجمه شده به پارسی،سروده های برگردان به پارسی،شاعر کشور اندونزی،شاعر اندونزیایی،لي يانگ لي.
Li-Young Lee،li young lee،poems،quotes





