نکنی ای بت ستمکاره

قوامی رازی – شعر شماره 71

در غزل است

نکنی ای بت ستمکاره

چاره ی عاشقان بی چاره

از پی آن که سغبه ی تو شدیم

چه کنیمان ز عالم آواره

شیرخواره که روی خوب تو دید

بر تو عشق آورد ز گهواره

چه شود گر ز آه و ناله ی من

تر کنی زآب دیده رخساره

بر سماع هزار دستان گل

جامه ی تن همی کند پاره

ای قوامی تو را بخواهد کشت

به تهوّر نگار خونخواره

اره بر سر نهاد عشق تو را

زیر تیشه گرفت یک باره

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها