شبی ای مه به پابوست رسیدن آرزو دارم

قصاب کاشانی – غزل شماره 242

شبی ای مه به پابوست رسیدن آرزو دارم

دو بیت از لعل جان‌بخشت شنیدن آرزو دارم

نشینی در بساط دل چو شمع و من چو پروانه

تو را یکسر به گرد سر پریدن آرزو دارم

سرت گردم کمان تارت از بس چاشنی دارد

لب زخم خدنگت را مکیدن آرزو دارم

گلستان ست سر تا پایت ای غارتگر دل‌ها

گل وصلی از این گلزار چیدن آرزو دارم

من لب تشنه قربانت شوم در وادی هجران

ز تیغت شربت آبی چشیدن آرزو دارم

چو شمع زنده در بزم وصالت تا سحر سوزان

سر خود را به پای خویش دیدن آرزو دارم

چه می‌خواهم دگر قصاب یک شب در سر کویش

تپیدن جان بدون آرمیدن آرزو دارم

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها