سوختم مهر یار را نازم

قصاب کاشانی – غزل شماره 243

سوختم مهر یار را نازم

گرمی آن نگار را نازم

خار راهش ز گریه‌ام شد سبز

فیض این نوبهار را نازم

تا قیامت کشیده وعده ی وصل

طاقت انتظار را نازم

بردن نرد عشق جان‌بازی است

دو شش این قمار را نازم

غم آفاق را به من دادند

رتبه و اعتبار را نازم

کشتی‌ام شد ز دیده طوفانی

دیده ی اشکبار را نازم

کرده ما را ز خود پریشان‌تر

سر زلف نگار را نازم

سنگ زیرین آسیا شده‌ام

گردش روزگار را نازم

ز پدر دارم ارث صحرا را

خانه ی بی‌حصار را نازم

خون دل شد حواله ی قصاب

تا به حشر این قرار را نازم

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها