اگر جاماس و لقمانی وگر تو ماه کنعانی
وگر زشتی و زیبایی به وقت مرگ درمانی
اگر سلطان و دربانی و یا با داد و احسانی
وگر با جا و بیجایی به وقت مرگ درمانی
اگر تو آسیابانی وگر با باغ و بستانی
به دانایی چو لقمانی به وقت مرگ درمانی
اگر تو شاه کرمانی و گر میر خراسانی
وگر خان بدخشانی به وقت مرگ درمانی
چو مولا را همی خوانی ولی قدرش نمی دانی
چو خر در گل فرو مانی به وقت مرگ درمانی
وگر در کوه چوپانی وگر محمود سلطانی
وگر محتاج یکتایی به وقت مرگ درمانی
ز قفچاقی وگر روسی وگر در دیر ناقوسی
به خاک آن همی بوسی به وقت مرگ درمانی
اگر با عقل و با رایی وگر پیری و برنایی
به عزرائیل برنایی به وقت مرگ درمانی
اگر تو ترکی هندی وگر زاهد وگر رندی
وگر اعمی و بینایی به وقت مرگ درمانی
اگر شاهی و گر میری اگر برنا و گر پیری
وگر ققنس چو عنقائی به وقت مرگ درمانی
اگر با عقل و اعزازی وگر با نعمت و نازی
جهان بهر چه پیمائی به وقت مرگ درمانی
اگر با نام و ناموسی وگر در بند افسوسی
اگر گویا و خاموشی به وقت مرگ درمانی
اگر تو رستم زالی وگر قارون با مالی
وگر با قال و با حالی به وقت مرگ درمانی
اگر زرین کمر داری وگر سیمین سپر داری
بدین منزل گذر داری به وقت مرگ درمانی
اگر رند خراباتی وگر پیر مناجاتی
وگر صاحب کراماتی به وقت مرگ درمانی
اگر شاهی وگر میری یقین دانم که میمیری
اگر برنا و گر پیری به وقت مرگ درمانی
قبای نخ همی پوشی شراب سرخ می نوشی
اجل کرده فراموشی به وقت مرگ درمانی
اگر نادان و دانایی وگر شاه توانایی
چو موسی گر شبان آیی به وقت مرگ درمانی
اگسر مستی و محمودی وگر از معصیت دوری
وگر شبلی و منصوری به وقت مرگ درمانی
اگر خورشید اعلایی و گر ماه مصفایی
وگر نادان و دانایی به وقت مرگ درمانی
چو شمس الدین تبریزی ندیدی و ندیدستی
اگر مفتی و مولایی به وقت مرگ درمانی