ای یار یگانه چند خسبی

ای یار یگانه چند خسبی

وی شاه زمانه چند خسبی

بر روزن توست بنده از کی

ای رونق خانه چند خسبی

ای کرده به زه کمان ابرو

برزن به نشانه چند خسبی

افسانه ما شنو که در عشق

گشتیم فسانه چند خسبی

ماییم چو میخ سر نهاده

بر روی ستانه چند خسبی

گر خنب ببسته است پیش آر

باقی شبانه چند خسبی

درده قدح شراب و چون شمع

بنشین به میانه چند خسبی

بشتاب مها که این شب قدر

آمد به کرانه چند خسبی

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها